در پی سهل انگاری متولیان امر؛
غبار فراموشی بر هویت تاریخی لادیز / "قلعه تاریخی" در خطر نابودی کامل قرار دارد
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۰ ساعت ۰۸:۵۹
کد مطلب: 19230
 
قلعه لادیز اثر تاریخی مهم با قدمتی بیش از هزارو 500سال مورد بی مهری و فراموشی مسئولین قرار گرفته و هیچ اقدامی برای محافظت و مرمت این اثر انجام نشده است.
به گزارش لادیز، تخریب و عدم توجه به آثار تاریخی کشور که بسیاری از آن‌ها به ثبت میراث فرهنگی هم رسیده است، مساله جدیدی نیست هر سال خبرهایی مبنی بر تخریب یا تهدید هویت تاریخی بنا‌ها و آثار در ایران منتشر می‌شود که یکی از دلایل آن کمبود بودجه حفاظتی و بی‌توجهی مسئولان میراث فرهنگی است.
شهرستان میرجاوه دارای ابنیه تاریخی متعددی است که قلعه لادیز یکی از این بناهای تاریخی مربوط به  ما قبل دوره ساسانی می باشد که اکنون به دلیل عدم رسیدگی و توجه ، مخروبه ای بیش از آن باقی نمانده است، شاید تا چند سال آینده جز تلی از خاک از آن باقی نماند و اگر به آن توجه و رسیدگی نشود به سرنوشت مدرسه قدیمی میرجاوه دچار می شود مدرسه ای تاریخی  که 30 سال پیش با بی مهری و کوته فکری مسئولین آن زمان تخریب شد تا مدرسه ای جدید در جای آن بنا شود.

رودخانه لاديز تنها رودخانه دائمى منطقه مى باشد كه از به هم پيوستن سه مسيل عمده شامل مسيل هاى سياه جنگل، ميانرود و سعیدآباد در شمال حوضه حوالى روستاى برزيار به وجود آمده است، پوشش گياهی منطقه به استثنای حاشيه های مسير رودخانه، فقير بوده و محدود است به بوته های بيابانی خودرو.حاشيه رودخانه دارای پوشش گياهی متراكمی شامل: درختچه های داز(نخل وحشی)، درختان بيد و علف های آبی است و باغات ميوه(عمدتاً انار) و نخل ديگر عناصر گياهی منطقه را تشكيل می دهند.منطقه لاديز داراى آب وهواى خشك بوده و از نظر اقليم شناسى بر اساس طبقه بندى “دو مارتن” داراى اقليم خشك و نيمه بيابانى مى باشد.

قلعه لادیز در منطقه ای نیمه کوهستانی بر فراز تپه ای طبیعی از جنس آهک و ماسه سنگ در حاشیه جنوبی رودخانه لادیز واقع شده است، تپه هایی کم ارتفاع؛ عمدتاً از جنس ماسه سنگ و آهک در سراسر این منطقه پراکنده بوده و سیمای ناهمواری را به آن داده است، رودخانه لادیز که 12 ماه از سال آب  آن جاری است و نقش حیاتی در اقتصاد و آبادانی منطقه را ایفا می کند، در ضلع شمالی این اثر جریان دارد.

 مصطفی سراوانی کارشناس ارشد آثار باستانی در گفتگو با خبرنگارما،گفت: این اثر عبارت است از بقایای یک قلعه که بر روی یک تپه ماسه سنگی در حاشیه رودخانه لادیز به شکل مستطیل در جهت شرقی – غربی ساخته شده است، هم اکنون تنها بقایایی اندک از معماری آن باقی مانده که بر روی یک تراس ماسه سنگی تخریب شده قرار گرفته است، سازه های این قلعه با مصالح سنگ و خشت ساخته شده است که سنگ ها در بخش پایینی دیوارها همراه با ملاط گل بکار رفته و از نوع قلوه سنگهای بزرگ و تیره رنگی است که در منطقه موجود می باشد.

 وی افزود: قلعه لادیز دارای ابعادی به طول 250 و عرض 50 متر است و بالاترین ارتفاع آن نسبت به زمین های اطراف 15 متر می باشد، بخش شمالی قلعه که مشرف به رودخانه است، به دلیل پایین بودن سطح رودخانه نسبت به اطراف مرتفع تر به نظر می رسد، تمام ارتفاع آن از سطح زمین های اطراف به دلیل معماری آن نیست و بیشتر متعلق به تراسی است که سازه ها بر روی آن شکل گرفته اند. به طوری که دیوارهای قلعه حدود 5 متر و خود تراس 10 متر ارتفاع دارد. سازه های کنونی قلعه آسیب زیادی دیده ولی از لحاظ نوع معماری برجای مانده و تعداد اتاق ها و همچنین محل قرارگیری آن، می توان متوجه شد که در گذشته از رونق خوبی برخوردار بوده و دارای اهمیت استراتژیکی بوده است.  

این کارشناس ارشد باستان شناسی، تصریح کرد: بخش های فوقانی دیوارها با خشت ایجاد شده و هم اکنون به دلیل آسیب فراوان نمی توان نوع سقف و فرم کامل فضاها را تشخیص داد؛ ولی با توجه به بخشهای باقی مانده، می توان حدس زد که برخی از سردرها به صورت جناغی ایجاد شده اند، همچنین با وجودی که سطح تراس هموار است ولی چندوجهی بودن آن در پراکندگی اتاق های قلعه تأثیر داشته است. نکته دیگر در مورد این قلعه وجود یک چاه (حفره) نسبتاً عمیق با قطر دهانه در حدود 5متر در بخش غربی قلعه است که هم اکنون فرو ریخته و با وجود همجواری با رودخانه، کارآیی آن مشخص نیست همچنین به نظر می رسد که اطراف قلعه نیز یک دیوار دفاعی مشابه ساختار خانه ها احداث شده است، این دیوار نه در اطراف تراس مذکور، که بقایای آن درست بر روی لبه پرتگاه صخره یا تراس قابل مشاهده می باشد.  تکه تکه شدن تراس ماسه سنگی (آهکی) می تواند حاصل  طغیان رودخانه و عوامل طبیعی دیگر باشد و  با توجه به سفال های منقوش به دست آمده در اطراف قلعه به نظر می رسد این اثر متعلق به سلسله ساسانی  یا ماقبل آن باشد.

 وی اذعان کرد: سازه های كنونی قلعه آسيب زيادی ديده ولی از لحاظ نوع معماری برجای مانده و تعداد اتاق ها و همچنين محل قرارگيری آن، می توان متوجه شد كه در گذشته از رونق خوبی برخوردار بوده و نسبت به منطقه دارای اهميت استراتژيكی بوده است.راه دسترسی به قلعه از سمت جنوب است كه دارای شيب ملايمی می باشد، به نظر می رسد وجود آب كافی و زمين مناسب برای كشاورزی، در دوام و رونق قلعه در گذشته مؤثر بوده است سازه های اين قلعه با مصالح سنگ و خشت و ملاط گل ساخته شده اند.سنگ در بخش پايينی ديوارها همراه با ملاط گل بكار رفته و از نوع قلوه سنگهای بزرگ و تيره رنگی است كه در منطقه موجود می باشد.

 سراوانی خاطر نشان کرد:بخش های فوقانی ديوارها با خشت ايجاد شده و هم اكنون به دليل آسيب فراوان نمی توان نوع سقف و فرم كامل فضاها را تشخيص داد؛ ولي با توجه به بخشهای باقی مانده، می توان حدس زد كه برخی از سردرها به صورت جناغی ايجاد شده اند، همچنين با وجودی كه سطح تراس هموار است ولی چندوجهی بودن آن در پراكندگی اتاق های قلعه تأثير داشته است.نكته ديگر در مورد اين قلعه وجود يك چاه (حفره) نسبتاً عميق با قطر دهانه در حدود 5متر!! در بخش غربی قلعه است كه هم اكنون فرو ريخته و با وجود همجواری با رودخانه، كارآيی آن مشخص نيست اما حدس و گمان های بسیاری می توان داشت با عنوان مثال ممکن است این رودخانه دائمی  در برهه ای از زمان دچار خشکسالی شده باشد یا اینکه از این چاه  هر نوع استفاده ای غیر از برداشت آب می شده در هر حال به دلیل ریزش دیواره های  این چاه و عدم بررسی کارشناسانه دقیق نمی توان نظر قطعی در این رابطه را مطرح کرد .


           


وی بیان کرد: همچنين به نظر می رسد كه اطراف قلعه نيز يك ديوار دفاعی مشابه ساختار خانه ها احداث شده است، اين ديوار نه در اطراف تراس مذكور، كه بقايای آن درست بر روی لبه پرتگاه صخره يا تراس قابل مشاهده می باشد.با توجه به تكه تكه شدن تراس ماسه سنگی (آهكی) در اثر طغيان رودخانه و عوامل طبيعی ديگر(شايد زلزله)كه قلعه بر روی آن ساخته شده است؛ مي تواند يكی از عوامل اصلی متروكه شدن آن بوده باشد.

وی با اشاره به سفال های یافت شده در منطقه اذعان کرد: سفال تنها داده فرهنگی منقول به جای مانده از سطح اثر است كه تنوع و تراكم اندكی برخوردار است.سفال های موجود در سطح و پيرامون اين اثر را ميتوان بر مبنای نوع پوشش به دو گروه تقسيم کرد:1- سفال لعابدار 2- سفال بدون لعاب و دارای پوشش گلی. سفال هاي لعابدار از تراكم بسيار اندكی برخورداد بوده و در ميان نمونه های جمع آوری شده دو نوع سفال ديده می شود كه عبارتند از: سفال دارای لعاب لاجوردی منقوش با رنگ نقش آبی و خميره قرمز و سفال دارای لعاب شيش های به رنگ قهوهای روشن. اين سفال نيز منقوش بوده و رنگ نقش آن سياه است سفال های بدون لعاب از تراكم بيشتری برخوردار هستند و دارای پوشش گلی قرمز بوده و با توجه به نوع تزئين در دو گروه ساده و منقوش قابل تقسيم هستند،سفال های تزئين دار(منقوش) نيز از دو گونه منقوش رنگی وشياردار هستند.سفال های منقوش دارای رنگ نقش حنايی بوده و عبارتند از نيم دايرههای موازی تو در تو.با توجه به بقايای اثر، نوع معماری و سفالهای به دست آمده؛ برای اين اثر دوران تاريخی(اشكانی- ساسانی) و دوران اسلامی ميانه و متأخر پيشنهاد می شود.


 قابل ذکر است در سال 95 مسئولین وقت میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان عدم توجیه اقتصادی مرمت این اثر تاریخی را اعلام نموده و به طور کلی مرمت و نگهداری از قلعه لادیز را به دست فراموشی سپرده اند بستری که این قلعه تاریخی  در حاشیه  رودخانه لادیز  بر روی  آن قرار گرفته است بستری شنی  که احتمال می رود  در صورت وقوع سیلاب و طغیان این رودخانه  بخش اعظم پی این قلعه از بین برود و برای حفظ و نگهداری این قلعه هزینه های بسیار زیادی نیاز خواهد بود به همین دلیل  به نظر می رسد که مسئولین با آگاهی کامل نسبت به خطرات بلقوه ای که وجود این قلعه را تهدید می کند به تماشای مرگ تراژدیک این اثر تاریخی بسیار ارزشمند نشسته اند .  

انتهای پیام /
Share/Save/Bookmark