به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون»، سحرگاه دوشنبه، تهران حالوهوایی متفاوت داشت؛ شهری که هنوز آفتاب طلوع نکرده بود، اما خیابانهایش از حضور مردمی لبریز شده بود که آمده بودند تا آخرین بدرقه را برای رهبر شهید انقلاب رقم بزنند. از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی، خیابان انقلاب دیگر تنها یک مسیر شهری نبود؛ به صحنهای از وفاداری، اشک، حماسه و تجدید بیعت تبدیل شده بود.
ساعتها پیش از آغاز رسمی مراسم، خانوادهها، جوانان، سالمندان و کودکان، دوشادوش یکدیگر در خیابانهای منتهی به مسیر تشییع حضور یافتند. بسیاری از آنان شب را در همان مسیر سپری کرده بودند تا در نخستین لحظات بدرقه، سهمی از این وداع تاریخی داشته باشند.
کودکان با پرچمهای کوچک در دستانشان، مادرانی که فرزندان خود را بر دوش گرفته بودند، پدرانی که با چشمانی اشکبار به افق چشم دوخته بودند و پیرمردانی که عصا به دست آمده بودند، تصویری ماندگار از همبستگی یک ملت را خلق کردند.
در چهارراه ولیعصر، سکوتی آمیخته با انتظار جریان داشت. هر لحظه که به آغاز مراسم نزدیکتر میشد، جمعیت فشردهتر میشد و زمزمهها جای خود را به شعارهایی میداد که از عمق جان مردم برمیخاست. صدای «ای رهبر مهربان، الوداع... الوداع...» در فضای خیابان انقلاب میپیچید و اشک را بر گونههای بسیاری جاری میکرد.
با آغاز رسمی مراسم و طنین سرود ملی جمهوری اسلامی ایران، فضای میدان امام حسین (ع) رنگ دیگری گرفت. هزاران پرچم ایران بر فراز دستان مردم به اهتزاز درآمد و شعار «باید برخاست» که به نماد این مراسم تبدیل شده بود، یکصدا در مسیر تشییع طنینانداز شد؛ شعاری که این بار تنها یک جمله نبود، بلکه عهدی دوباره برای ادامه راه، حفظ آرمانها و ایستادگی در مسیر انقلاب محسوب میشد.
حضور خانوادگی مردم یکی از برجستهترین جلوههای این مراسم بود. مادران و پدران فرزندان خود را همراه آورده بودند تا نسل آینده نیز شاهد یکی از مهمترین صفحات تاریخ معاصر باشد. کودکان، بیآنکه شاید عمق این واقعه را بهطور کامل درک کنند، در کنار بزرگترها پرچم در دست گرفته بودند و با نگاههای معصومانه خود، تصویری ماندگار از پیوند نسلها با آرمانهای انقلاب را به نمایش گذاشتند.
در طول مسیر، مردم از جایجای ایران دیده میشدند؛ از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب کشور. بسیاری ساعتها و حتی روزها در راه بودند تا خود را به تهران برسانند. این حضور گسترده نشان داد که فاصلههای جغرافیایی در برابر عشق و ارادت مردم معنا ندارد و وقتی سخن از بدرقه رهبر شهید به میان باشد، همه مسیرها به خیابان انقلاب ختم میشود.
نماد مشت گرهکرده رهبر شهید که در میدان انقلاب نصب شده بود، نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکرد. مردم کنار این نماد میایستادند، اشک میریختند، دعا میخواندند و با گرفتن تصاویر یادگاری، تلاش میکردند بخشی از این لحظه تاریخی را برای همیشه ثبت کنند.
در بخشهای مختلف مسیر، نوای سینهزنی و مرثیهخوانی به گوش میرسید. عزاداران با سینههای سوخته، نهتنها برای فقدان یک رهبر، بلکه برای شخصیتی که سالها نماد مقاومت، ایستادگی و امید بود، اشک میریختند. این مراسم، تنها یک تشییع نبود؛ روایت دلدادگی ملتی بود که آمده بود تا با حضور خود نشان دهد راه شهیدان با رفتن آنان پایان نمییابد.
آنچه این روز را از بسیاری از مراسمهای مشابه متمایز میکرد، شکوه حضور مردم بود. خیابانها مملو از جمعیتی بود که بدون دعوت و اجبار، تنها با انگیزه عشق و باور در میدان حاضر شده بودند. ازدحام جمعیت، شعارهای هماهنگ، اشکهای بیاختیار و نظم مثالزدنی مردم، تصویری کمنظیر از همبستگی ملی را پیش چشم جهانیان قرار داد.
در این میان، زنان نیز حضوری چشمگیر داشتند؛ بانوانی که با در آغوش گرفتن فرزندان خود، با چشمانی اشکبار و دلهایی اندوهگین، در این بدرقه بزرگ شرکت کردند. آنان نشان دادند که انقلاب، مفهومی محدود به یک نسل یا یک قشر نیست، بلکه حقیقتی است که در متن خانوادههای ایرانی جریان دارد.
وقتی پیکرهای مطهر در مسیر تشییع حرکت کردند، موجی از صلوات، تکبیر و شعار فضای خیابانهای تهران را فرا گرفت. اشک و افتخار در هم آمیخته بود؛ اشک برای فقدان و افتخار به راهی که به باور مردم، با شهادت متوقف نخواهد شد. این لحظه، تجلی وحدت، ایمان و وفاداری ملتی بود که بار دیگر نشان داد در بزنگاههای تاریخی، حضوری باشکوه و تعیینکننده دارد.
تشییع رهبر شهید، تنها مراسم وداع با یک شخصیت برجسته نبود؛ این روز به صفحهای ماندگار در حافظه تاریخی ایران تبدیل شد. روزی که خیابان انقلاب، میدان امام حسین (ع)، میدان آزادی و تمام مسیر تشییع، روایتگر عشق مردمی شدند که آمده بودند تا با آخرین بدرقه، عهدی دوباره با آرمانهای انقلاب، شهدا و آینده ایران ببندند.
این حضور عظیم، پیام روشنی برای تاریخ داشت؛ اینکه شهادت پایان راه نیست، بلکه آغاز مسئولیتی بزرگتر برای نسلی است که باید پرچم عزت، استقلال و مقاومت را همچنان برافراشته نگه دارد.
مردم با حضور خود، شعار «باید برخاست» را از یک جمله به یک باور ملی تبدیل کردند؛ باوری که در اشکهایشان، در گامهای استوارشان و در بدرقه باشکوه رهبر شهید، معنا یافت.
لحظهای که خودروی حامل پیکرهای مطهر رهبر شهید و دیگر شهدای این مراسم وارد خیابان آزادی شد، موجی از احساسات در میان جمعیت به راه افتاد. مردم با صلوات، تکبیر، اشک و شعارهای حماسی، کاروان تشییع را بدرقه کردند و خیابان آزادی به صحنهای کمنظیر از عشق و وفاداری تبدیل شد.
با حرکت این کاروان، جمعیت حاضر در طول مسیر با سر دادن شعار «باید برخاست» و «لبیک یا خامنهای» فضای مراسم را سرشار از شور و حماسه کردند و گامبهگام، آخرین بدرقه رهبر شهید را با اشک و افتخار همراهی کردند.
با نزدیک شدن خودروی حامل پیکرهای مطهر رهبر شهید انقلاب و اعضای خانواده شهیدشان، فضای مسیر تشییع بیش از پیش رنگ و بوی سوگ و حماسه گرفت. نگاههای اشکبار مردم به خودرو دوخته شده بود و بسیاری با دستهای برافراشته، آخرین سلام و وداع خود را نثار پیکرهای مطهر میکردند.
با ادامه حرکت کاروان تشییع، خودروی حامل پیکرهای مطهر رهبر شهید انقلاب و خانواده شهیدشان از تقاطع یادگار امام و خیابان آزادی وارد محور اصلی مراسم شد و به سمت میدان آزادی به حرکت درآمد. این لحظه، موجی از احساسات را در میان عزاداران برانگیخت و جمعیت حاضر با صلوات، تکبیر و شعارهای «لبیک یا حسین (ع)» و «باید برخاست»، کاروان را همراهی کردند.
همزمان، بسیاری از شهروندان و عزادارانی که در دیگر محورهای تشییع حضور داشتند، برای همراهی با پیکرهای مطهر خود را به خیابان آزادی و مسیر اصلی حرکت کاروان رساندند تا در آخرین بدرقه رهبر شهید سهیم باشند.
خیابان آزادی در این ساعات، تصویری کمنظیر از حضور مردمی را به نمایش گذاشت؛ تا چشم کار میکرد، سیل جمعیت در دو سوی خیابان امتداد یافته بود. با وجود ازدحام گسترده، مراسم با نظم، هماهنگی و انضباطی مثالزدنی در حال برگزاری بود و همکاری مردم با عوامل اجرایی، جلوهای دیگر از فرهنگ، همدلی و مسئولیتپذیری عزاداران را به تصویر کشید.
انتهای خبر/